صائب تبریزی (غزلیات)/صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم) از صائب تبریزی |
' |
| صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم | شب سیه مست فنا بود که هشیار شدیم | |
| پای ما نقطه صفت در گرو دامن بود | به تماشای تو سرگشته چو پرگار شدیم | |
| به شکار آمده بودیم ز معمورهی قدس | دانهی خال تو دیدیم، گرفتار شدیم | |
| خانه پردازتر از سیل بهاران بودیم | لنگرانداخت خرد، خانه نگهدار شدیم | |
| نرود دیدهی شبنم به شکر خواب بهار | عبث افسانهطراز دل بیدار شدیم | |
| عالم بیخبری طرفه بهشتی بوده است | حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم | |
| صائب از کاسهی دریوزهی ما ریزد نور | تا گدای در شه قاسم انوار شدیم |