صائب تبریزی (غزلیات)/سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا) از صائب تبریزی |
' |
| سودا به کوه و دشت صلا میدهد مرا | هر لالهای پیاله جدا میدهد مرا | |
| باغ و بهار من نفس آرمیده است | بیماری نسیم، شفا میدهد مرا | |
| سیرست چشم شبنم من، ورنه شاخ گل | آغوش باز کرده صلا میدهد مرا | |
| آن سبزهام که سنگدلیهای روزگار | در زیر سنگ نشو و نما میدهد مرا | |
| در گوش قدردانی من حلقهی زرست | هر کس که گوشمال بجا میدهد مرا | |
| استادگی است قبله نما را دلیل راه | حیرت نشان به راه خدا میدهد مرا | |
| این گردنی که من چو هدف برکشیدهام | صائب نشان به تیر قضا میدهد مرا |