صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۰۰۱ تا #۳٬۰۵۰.

  1. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/سزد که وزن نیارد به نزد گوهر سنگ
  2. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/عروس چمن راست زیور شکوفه
  3. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/عشق سلطان کرد بر ملک سخن رانی مرا
  4. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ما را به بوسه چون بگرفتیم در برش
  5. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/ملک دنیا و مردمان در وی
  6. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/من بلبلم و رخ تو گلزار
  7. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/منم یارا بدین سان اوفتاده
  8. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/نمی‌دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
  9. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/هر که همچون من و تو از عدم آمد به وجود
  10. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
  11. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار
  12. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/چه خواهد کرد با شاهان ندانم
  13. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/چو بگذشت از غم دنیا به غفلت روزگار تو
  14. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/چو دلبرم سر درج مقال بگشاید
  15. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/کم خور غم تنی که حیاتش به جان بود
  16. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/که کرد در عسل عشق آن نگار انگشت
  17. سیف فرغانی (قصاید و قطعات)/گر سایه‌ی جمال تو افتد بر آفتاب
  18. سیم
  19. سینۀ ریش بیدل شیرازی
  20. شاخ تمنّا فخر شیرازی
  21. شاهد وصل فخر شیرازی
  22. شب زنده دار بیدل شیرازی
  23. شب هجر
  24. شبستری (گلشن‌راز)
  25. شبستری (گلشن‌راز)/از آن گلشن گرفتم شمه‌ای باز
  26. شبستری (گلشن‌راز)/اصول خلق نیک آمد عدالت
  27. شبستری (گلشن‌راز)/انا الحق کشف اسرار است مطلق
  28. شبستری (گلشن‌راز)/اگر خواهی که این معنی بدانی
  29. شبستری (گلشن‌راز)/اگر خواهی که بینی چشمه‌ی خور
  30. شبستری (گلشن‌راز)/اگر خورشید بر یک حال بودی
  31. شبستری (گلشن‌راز)/اگر معروف و عارف ذات پاک است
  32. شبستری (گلشن‌راز)/اگرچه خور به چرخ چارمین است
  33. شبستری (گلشن‌راز)/بت اینجا مظهر عشق است و وحدت
  34. شبستری (گلشن‌راز)/بت ترسا بچه نوری است باهر
  35. شبستری (گلشن‌راز)/بت و زنار و ترسایی در این کوی
  36. شبستری (گلشن‌راز)/بخاری مرتفع گردد ز دریا
  37. شبستری (گلشن‌راز)/بدان اول که تا چون گشت موجود
  38. شبستری (گلشن‌راز)/بر آن رخ نقطه‌ی خالش بسیط است
  39. شبستری (گلشن‌راز)/بنه آیینه‌ای اندر برابر
  40. شبستری (گلشن‌راز)/به اصل خویش یک ره نیک بنگر
  41. شبستری (گلشن‌راز)/به نام آن که جان را فکرت آموخت
  42. شبستری (گلشن‌راز)/به نزد آنکه جانش در تجلی است
  43. شبستری (گلشن‌راز)/بود محبوس طفل شیرخواره
  44. شبستری (گلشن‌راز)/تبه گردد سراسر مغز بادام
  45. شبستری (گلشن‌راز)/تو از عالم همین لفظی شنیدی
  46. شبستری (گلشن‌راز)/تو گویی هست این افلاک دوار
  47. شبستری (گلشن‌راز)/حدیث زلف جانان بس دراز است
  48. شبستری (گلشن‌راز)/خراباتی شدن از خود رهایی است
  49. شبستری (گلشن‌راز)/در آلا فکر کردن شرط راه است
  50. شبستری (گلشن‌راز)/دگر کردی سال از من که من چیست