شب زنده دار بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| غرّه مشو به سلطنت خویش ای عزیز | کین دولت دو روزه نیرزد به یک پشیز |
| دل بر متاع دنیای فانی چو می نهـــی | باقی نمانده است و نماند هیــــــچ چیز |
| هشدار زانکه مال تو مار اسـت و چاه | دارد از این دو مــرد خردمنــد پرهیز |
| چون زخداست رزق تو بهر آب و نان | در پیش خـــلق آبروی خویشــتن مریز |
| شب زنده دار و طاعت پروردگار کن | شرمنده خواهی ار نشوی روز رستخیز |
| راضی به داده گر نشوی خود چه میکنی | نه طــــاقت ستیـــز ترا و نه راه گریز |
| تو روبه ضعیفی و تقـــــدیر شیــــر نـــر | با شیــــر نر چگونـــه کند روبهی ستیز |
| کوس رحیـل کوفت اجل راه چاره ساز | تا کی بخواب غفلتی از خوابگه بر خیز |
| بیدل جهان به هیچ کسی جاودان نماند | رفتند همرهان و از پی میروی تو نیز |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۰۸ (UTC)