صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۷۵۱ تا #۲٬۸۰۰.
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مستم از بادهی مهر تو، مرا مست مهل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مستیم و مستی ما از جام عشق باشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مشتاق آن نگارم آیا کجاست گویی؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مشتاق یارم و به در یار میروم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/معراج ما به روح و روان بود صبح دم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/معشوقه پی وفا نباشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من از آن که شوم کو نه ازان تو بود؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من از دیوانگی خالی نخواهم بود تا هستم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من از مادری زادم که پارم پدر بود او
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من بادهی عشق نوش کردم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من بدین خواری و این غربت از آن راه دراز
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من به هر جوری نخواهم کرد زاری
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من درین شهر پای بند توام
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من مستم و ز مستی در یار میگریزم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من نخواهم برد جان از دست دل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من چو همین حرف الف دیدهام
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من کشتهی عشقم،خبرم هیچ مپرسید
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من که باشم؟ در زیان افتادهای
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/من که خمارم، به مسجدها مده را هم دگر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/منازل سفرت پیش دیده میآرم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/منم غریب دیار تو، ای غریبنواز
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/موی فشانم دگر عشق به درها ببرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مگذر، ای ساربان، ز منزل یار
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مگر پیر سجاده حال نداشت؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/میان ما و تو دوری به اختیار نبود
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/میی کو ترا میرهاند ز مستی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/میخانه را بگشای در، کامروز مخمور آمدم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/مینالم ازین کار به سامان نرسیده
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نازنین، عیب نباشد، که کند ناز، ای دل
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نازنینا، حسن و خوبی با وفا بهتر بود
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نالهی بلبل شوریده به جایی برسید
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نبض دل شوریدهی محرور گرفتم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش