اوحدی مراغهای (غزلیات)/من به هر جوری نخواهم کرد زاری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (من به هر جوری نخواهم کرد زاری) از اوحدی مراغهای |
' |
| من به هر جوری نخواهم کرد زاری | زانکه دولت باشد از خوی تو خواری | |
| گفتهای: خونت بریزم،سهل باشد | بعد ازین گر بر سرم شمشیر باری | |
| گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمم | اشک باریدن در آن شبهای تاری | |
| بر ندارم سر ز خاک آستانت | من خود این خیر از خدا خواهم به زاری | |
| با تو خواهم گفت هر جوری که کردی | گر نخواهی عذرم، آخر شرم داری | |
| اوحدی مقبل شود در هر دو عالم | ار قبولش میکنی روزی به یاری |