صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۹۰۱ تا #۱٬۹۵۰.

  1. انوری (مقطعات)/تو آن فرزانه‌ی آزاد مردی
  2. انوری (مقطعات)/تو آن کریمی کز التفات خاطر تو
  3. انوری (مقطعات)/تو اگر شعر نگویی چه کنی خواجه حکیم
  4. انوری (مقطعات)/تو ای سیف زنگ اجل چون نگیری
  5. انوری (مقطعات)/تو با من نسازی که از صحبت من
  6. انوری (مقطعات)/تو در قوادگی ای سرخ کافر
  7. انوری (مقطعات)/تو مرا گر پیاده‌ام منکوه
  8. انوری (مقطعات)/تو وزیری و منت مدحت گوی
  9. انوری (مقطعات)/تویی آن صدر که بر پایه‌ی قدرت نرسد
  10. انوری (مقطعات)/جایی که من نشینم بیکار کی نشینم
  11. انوری (مقطعات)/جاییست نشسته چاکر تو
  12. انوری (مقطعات)/جریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان
  13. انوری (مقطعات)/جفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  14. انوری (مقطعات)/جهان را دلم گفت لطفی کن آخر
  15. انوری (مقطعات)/جهان ز رفتن مودود شه موئید دین
  16. انوری (مقطعات)/جهان گر مضطرب شد گو همی شو
  17. انوری (مقطعات)/جور یکسر جهان چنان بگرفت
  18. انوری (مقطعات)/حاجبت رگ ز دست دانستم
  19. انوری (مقطعات)/حبذا کارنامه‌ی ارژنگ
  20. انوری (مقطعات)/حسام دولت و دین ای خدای داده ترا
  21. انوری (مقطعات)/حکایت است به فضل استماع فرمایند
  22. انوری (مقطعات)/خاطری چون آتشم هست و زبانی همچو آب
  23. انوری (مقطعات)/خداوند من عصمةالدین همیشه
  24. انوری (مقطعات)/خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
  25. انوری (مقطعات)/خداوندا به فر دولت تو
  26. انوری (مقطعات)/خداوندا تو آنی کافرینش
  27. انوری (مقطعات)/خداوندا تو می‌دانی که بنده
  28. انوری (مقطعات)/خداوندا حریفان آمدستند
  29. انوری (مقطعات)/خداوندا همی خواهم که از دل
  30. انوری (مقطعات)/خداوندا همی دانم که چیزی نیست در دستت
  31. انوری (مقطعات)/خدای کار چو بر بنده‌ای فرو بندد
  32. انوری (مقطعات)/خدایگان وزیران و پادشاه صدور
  33. انوری (مقطعات)/خدایگانا سالی مقیم بنشستم
  34. انوری (مقطعات)/خدایگانا مهمان بنده بودستند
  35. انوری (مقطعات)/خدایگانا نزدیک شد که صبح ظفر
  36. انوری (مقطعات)/خرد دوش از من بپرسید و گفتا
  37. انوری (مقطعات)/خسرو از اصطبل معمورت که آن معمور باد
  38. انوری (مقطعات)/خسروا این چه حلم و خاموشیست
  39. انوری (مقطعات)/خسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند
  40. انوری (مقطعات)/خسروا گوهر ثنای ترا
  41. انوری (مقطعات)/خصم تو و قاعده‌ی ملک تو
  42. انوری (مقطعات)/خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی
  43. انوری (مقطعات)/خواجه اسفندیار می‌دانی
  44. انوری (مقطعات)/خون خواجه کعبه است و نان او بیت‌الحرام
  45. انوری (مقطعات)/در جهان با مردمانی که چون باید گذاشت
  46. انوری (مقطعات)/در جهان چندان که گویی بی‌شمار
  47. انوری (مقطعات)/در حدود ری یکی دیوانه بود
  48. انوری (مقطعات)/در مرثیه‌ی موئیدالدین
  49. انوری (مقطعات)/در کف خشم و شهوت و خور و خواب
  50. انوری (مقطعات)/دراز گشت حدیث درازدستی ما