انوری (مقطعات)/خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت) از انوری |
' |
| خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت | چه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری | |
| ندارد بنده استحقاق این چندین خداوندی | ولیکن تو خداوندا خداوندی آن داری | |
| به مستی خارجیها کردهام چندان که از خجلت | نمییارم که عذری خواهم امروزت به هشیاری | |
| اگرچه دم نمییارم زدن لیکن چنانک آید | به شوخی میبرم در پیش تو لنگی به رهواری | |
| به چیزی دیگر این تشریف را تشبیه نتوان کرد | حدیث مصطفی میدان و بو ایوب انصاری |