انوری (مقطعات)/جفای گنبد گردان به پایهای برسید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (جفای گنبد گردان به پایهای برسید) از انوری |
' |
| جفای گنبد گردان به پایهای برسید | کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند | |
| خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک | مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند | |
| از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان | که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند | |
| کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ | چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند | |
| طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو | به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند | |
| جهان وظایف روزی و امن باز گرفت | مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند |