انوری (مقطعات)/خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی) از انوری |
' |
| خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی | شهان عالمآرای و جوانمردان برمک را | |
| زمام حل و عقد خود نهادی در کف جمعی | که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را | |
| نهان در گوش هوشم گفت فارغ باش از این معنی | که سبلت برکند ایام هر ده روز یک یک را |