انوری (مقطعات)/خدای کار چو بر بندهای فرو بندد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (خدای کار چو بر بندهای فرو بندد) از انوری |
' |
| خدای کار چو بر بندهای فرو بندد | به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید | |
| وگر به طبع شود زود نزد همچو خودی | ز بهر چیزی خوار و نژند باز آید | |
| چو اعتقاد کند کز کسش نباید چیز | خدای قدرت والای خویش بنماید | |
| به دست بنده ز حل و ز عفد چیزی نیست | خدای بندد کار و خدای بگشاید |