انوری (مقطعات)/در حدود ری یکی دیوانه بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (در حدود ری یکی دیوانه بود) از انوری |
' |
| در حدود ری یکی دیوانه بود | سال و مه کردی به سوی دشت گشت | |
| در تموز و دی به سالی یک دو بار | آمدی در قلب شهر از طرف دشت | |
| گفتی ای آنان کتان آماده بود | زیر قرب و بعد ازین زرینه طشت | |
| قاقم و سنجاب در سرما سه چار | توزی و کتان به گرما هفت و هشت | |
| گر شما را با نوایی بد چه شد | ورچه ما را بود بیبرگی چه گشت | |
| راحت هستی و رنج نیستی | بر شما بگذشت و بر ما هم گذشت |