انوری (مقطعات)/حکایت است به فضل استماع فرمایند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (مقطعات) (حکایت است به فضل استماع فرمایند) از انوری |
' |
| حکایت است به فضل استماع فرمایند | به شرط آنکه نگیرند از این سخن آزار | |
| به روزگار ملکشه عرابیی خج کول | مگر به بارگهش رفت از قضا گه بار | |
| سوئال کرد که امسال عزم حج دارم | مرا اگر بدهد پادشاه صد دینار | |
| چو حلقهی در کعبه بگیرم از سر صدق | برای دولت و عمرش دعا کنم بسیار | |
| چو پادشه بشنید این سخن به خازن گفت | که آنچه خواست عرابی برو دوچندان آر | |
| برفت خازن و آورد و پیش شه بنهاد | به لطف گفت شه او را که سید این بردار | |
| سپاس دار و بدان کین دویست دینارست | صدست زاد ترا و کرای و پای افزار | |
| صد دگر به خموشانه میدهم رشوت | نه بهر من ز برای خدای را زنهار | |
| که چون به کعبهی رسی هیچ یاد من نکنی | که از وکیل دربد تباه گردد کار |