صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۰٬۰۵۱ تا #۱۰٬۱۰۰.

  1. دیوان شمس/سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
  2. دیوان شمس/سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
  3. دیوان شمس/سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
  4. دیوان شمس/سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
  5. دیوان شمس/سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
  6. دیوان شمس/سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
  7. دیوان شمس/سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
  8. دیوان شمس/سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
  9. دیوان شمس/سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
  10. دیوان شمس/سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو
  11. دیوان شمس/سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
  12. دیوان شمس/سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
  13. دیوان شمس/سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
  14. دیوان شمس/سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت تو است
  15. دیوان شمس/سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی
  16. دیوان شمس/سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
  17. دیوان شمس/سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده
  18. دیوان شمس/سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره
  19. دیوان شمس/سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
  20. دیوان شمس/سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
  21. دیوان شمس/سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
  22. دیوان شمس/سست مکن زه که من تیر توام چارپر
  23. دیوان شمس/سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
  24. دیوان شمس/سفر کردم به هر شهری دویدم
  25. دیوان شمس/سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
  26. دیوان شمس/سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
  27. دیوان شمس/سلام علیک ای مقصود هستی
  28. دیوان شمس/سلب‌العشق فادی، حصل‌الیوم مرادی
  29. دیوان شمس/سلطان منی سلطان منی
  30. دیوان شمس/سلمک الله نیست مثل تو یاری
  31. دیوان شمس/سلیمانا بیار انگشتری را
  32. دیوان شمس/سماع آرام جان زندگانیست
  33. دیوان شمس/سماع آمد هلا ای یار برجه
  34. دیوان شمس/سماع از بهر جان بی‌قرارست
  35. دیوان شمس/سماع صوفیان می درنگیرد
  36. دیوان شمس/سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
  37. دیوان شمس/سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو
  38. دیوان شمس/سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
  39. دیوان شمس/سه روز شد که نگارین من دگرگونست
  40. دیوان شمس/سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی
  41. دیوان شمس/سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود
  42. دیوان شمس/سوم
  43. دیوان شمس/سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی
  44. دیوان شمس/سوی آن سلطان خوبان الرحیل
  45. دیوان شمس/سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
  46. دیوان شمس/سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
  47. دیوان شمس/سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
  48. دیوان شمس/سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
  49. دیوان شمس/سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
  50. دیوان شمس/سپاس آن عدمی را که هست ما بربود