صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۰٬۰۵۱ تا #۱۰٬۱۰۰.
- دیوان شمس/ساقیا برخیز و می در جام کن
- دیوان شمس/ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باش
- دیوان شمس/ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
- دیوان شمس/ساقیا ساقیا روا داری
- دیوان شمس/ساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگی
- دیوان شمس/ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
- دیوان شمس/ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
- دیوان شمس/ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
- دیوان شمس/ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
- دیوان شمس/ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
- دیوان شمس/ساقیان سرمست در کار آمدند
- دیوان شمس/سالکان راه را محرم شدم
- دیوان شمس/سالی دارم ای خواجه خدایی
- دیوان شمس/سبق الجد الینا نزل الحب علینا
- دیوان شمس/سبک بنواز ای مطرب ربایی
- دیوان شمس/سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
- دیوان شمس/ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
- دیوان شمس/سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
- دیوان شمس/سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
- دیوان شمس/سحر این دل من ز سودا چه میشد
- دیوان شمس/سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
- دیوان شمس/سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
- دیوان شمس/سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
- دیوان شمس/سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
- دیوان شمس/سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
- دیوان شمس/سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
- دیوان شمس/سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
- دیوان شمس/سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
- دیوان شمس/سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
- دیوان شمس/سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر
- دیوان شمس/سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
- دیوان شمس/سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را
- دیوان شمس/سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو
- دیوان شمس/سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
- دیوان شمس/سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر
- دیوان شمس/سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
- دیوان شمس/سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت تو است
- دیوان شمس/سر نهاده بر قدمهای بت چین نیستی
- دیوان شمس/سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
- دیوان شمس/سراندازان همیآیی ز راه سینه در دیده
- دیوان شمس/سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره
- دیوان شمس/سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
- دیوان شمس/سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی
- دیوان شمس/سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش
- دیوان شمس/سست مکن زه که من تیر توام چارپر
- دیوان شمس/سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
- دیوان شمس/سفر کردم به هر شهری دویدم
- دیوان شمس/سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
- دیوان شمس/سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
- دیوان شمس/سلام علیک ای مقصود هستی