دیوان شمس/سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره) از مولوی |
' |
| سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره | دلم بردی نمیدانم چه آوردی دگرباره | |
| فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت | که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره | |
| برای ماه بیچون را کشیدی جور گردون را | مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره | |
| بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش | به عشق روی آن مه وش برون از چرخ و استاره | |
| بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من | که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره | |
| اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین | بزن که زخم بردارد چه باید کرد بیچاره | |
| دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه | بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره |