صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۱۵۱ تا #۹٬۲۰۰.

  1. دیوان شمس/برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
  2. دیوان شمس/برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
  3. دیوان شمس/برجه که بهار زد صلایی
  4. دیوان شمس/برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
  5. دیوان شمس/برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
  6. دیوان شمس/برخیز و بزن یکی نوایی
  7. دیوان شمس/برخیز و صبوح را برانگیز
  8. دیوان شمس/برخیز و صبوح را برنجان
  9. دیوان شمس/برخیز و صبوح را بیارا
  10. دیوان شمس/برخیز که جان است و جهان است و جوانی
  11. دیوان شمس/برخیز که ساقی اندرآمد
  12. دیوان شمس/برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
  13. دیوان شمس/برست جان و دلم از خودی و از هستی
  14. دیوان شمس/برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
  15. دیوان شمس/برفت یار من و یادگار ماند مرا
  16. دیوان شمس/برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
  17. دیوان شمس/برفتیم ای عقیق لامکانی
  18. دیوان شمس/برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
  19. دیوان شمس/برنشین ای عزم و منشین ای امید
  20. دیوان شمس/برو ای دل به سوی دلبر من
  21. دیوان شمس/برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای
  22. دیوان شمس/برو برو که به بز لایق است بزغاله
  23. دیوان شمس/برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
  24. دیوان شمس/برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید
  25. دیوان شمس/برون کن سر که جان سرخوشانی
  26. دیوان شمس/بروید ای حریفان بکشید یار ما را
  27. دیوان شمس/برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
  28. دیوان شمس/بریده شد از این جوی جهان آب
  29. دیوان شمس/بزم و شراب لعل و خرابات و کافری
  30. دیوان شمس/بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
  31. دیوان شمس/بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
  32. دیوان شمس/بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
  33. دیوان شمس/بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر
  34. دیوان شمس/بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
  35. دیوان شمس/بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای
  36. دیوان شمس/بسوزانیم سودا و جنون را
  37. دیوان شمس/بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارم
  38. دیوان شمس/بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
  39. دیوان شمس/بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن
  40. دیوان شمس/بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
  41. دیوان شمس/بشنیده بدم که جان جانی
  42. دیوان شمس/بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن
  43. دیوان شمس/بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
  44. دیوان شمس/بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها
  45. دیوان شمس/بشکن قدح باده که امروز چنانیم
  46. دیوان شمس/بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
  47. دیوان شمس/بغداد همانست که دیدی و شنیدی
  48. دیوان شمس/بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
  49. دیوان شمس/بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل
  50. دیوان شمس/بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود