دیوان شمس/بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم) از مولوی |
' |
| بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم | تو حکم می کردی که من خمخانه سیکی شوم | |
| خمخانه خاصان شدم دریای غواصان شدم | خورشید بینقصان شدم تا طب تشکیکی شوم | |
| نقش ملایک ساختی بر آب و گل افراختی | دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم | |
| هاروتیی افروختی پس جادویش آموختی | ز آنم چنین می سوختی تا شمع تاریکی شوم | |
| ترکی همه ترکی کند تاجیک تاجیکی کند | من ساعتی ترکی شوم یک لحظه تاجیکی شوم | |
| گه تاج سلطانان شوم گه مکر شیطانان شوم | گه عقل چالاکی شوم گه طفل چالیکی شوم | |
| خون روی را ریختم با یوسفی آمیختم | در روی او سرخی شوم در موش باریکی شوم |