دیوان شمس/برای تو فدا کردیم جانها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (برای تو فدا کردیم جانها) از مولوی |
' |
| برای تو فدا کردیم جانها | کشیده بهر تو زخم زبانها | |
| شنیده طعنههای همچو آتش | رسیده تیر کاری زان کمانها | |
| اگر دل را برون آریم پیشت | ببخشایی بر آن پرخون نشانها | |
| اگر دشمن تو را از من بدی گفت | مها دشمن چه گوید جز چنانها | |
| بیا ای آفتاب جمله خوبان | که در لطف تو خندد لعل کانها | |
| که بیتو سود ما جمله زیانست | که گردد سود با بودت زیانها | |
| گمان او بسستش زهر قاتل | که در قند تو دارد بدگمانها |