صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۳۵۱ تا #۷٬۴۰۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هم عفی الله نی که ما را مرحبائی میزند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همه گنج جهان ماری نیرزد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همچو بالات بگویم سخنی راست ترا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هندوئی را باغبان سوی گلستان میفرستد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هندوی آن کاکل ترکانه میباید شدن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هنوزت نرگس اندر عین خوابست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ شکر چو آن دهان دیدی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ میدانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچ میدانی که دیشب در غمش چون بودهام
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/هیچکس نیست که وصل تو تمنا نکند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ورطهی پر خطر عشق ترا ساحل نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وقت صبوح شد بیار آن خورمه نقاب ار
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وقتست کز ورای سراپردهی عدم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وه چه شیرینست لعلش اندرو پنهان نمک
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/وهم بسی رفت و مکانش ندید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرده از رخ بفکن ای خود پردهی رخسار خویش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پری رخا منه از دست یکزمان شیشه
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پری رخان که برخ رشک لعبت چینند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پندم به چه عقل میدهد پیر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیداست که از دود دم ما چه برآید
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش صاحبنظران ملک سلیمان بادست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیش عاقل نیاز چیست نماز
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیغام بلبلان بگلستان که میبرد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چشمت دل پر ز تاب خواهد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه بادست اینکه میآید که بوی یار ما دارد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوش باشد دمی با دوستداری
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوش باشد میان لاله زاران
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/چه کردهام که بیکبارم از نظر بفکندی