صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۲۵۱ تا #۷٬۳۰۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی که آتش اعراض فروزندهی توست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مراست رشتهی جان کاکل معنبر او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شوم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من آنم که جز عشق کاری ندارم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من بیتو ندارم از چمن حظ
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من نه مجنونم که خواهم روی در صحراکنم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/من کیستم به دوزخ هجران فتاده
- محتشم کاشانی (غزلیات)/منتظری عمرها گر بگذاری نشست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریص
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مهر که سرگرم مه روی توست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مهی که زینت حسنست گرمی خویش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مهی که شمع رخش نور دیدهی من بود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ناصحا از سر بالین من این پند ببر
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آب
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نخل قد خم گشته که پرورده دردست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نه مینهم از دست عشق جام نشاط
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نهال گلشن دل نخل نو رسیدهی اوست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب
- محتشم کاشانی (غزلیات)/نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/هر کسی چیزی به پای آن پسر میفکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/هر که دیدم چونی از غم به فغانست که تو