محتشم کاشانی (غزلیات)/مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص) از محتشم کاشانی |
' |
| مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص | اهل حرمت همه محروم همین او مخصوص | |
| با حریفی چو تو در بزم زبان بازی غیر | چیست گر نیست نهان با تو پری رو مخصوص | |
| تا زهم سلسله حسن نپاشد مگذار | که شود بادبه آن زلف سمنبو مخصوص | |
| گرنه در خلوت خاصت بدمن میگوید | روز و شب چیست به خاصان تو بد گوه مخصوص | |
| وه که گشتم ز تمنای خصوصیت تو | همچو موئی و نگشتم به تو یک مو مخصوص | |
| سوخت صد جان به خصوصیت خاصان تو غیر | آه از آن دم که شود با تو جفا جو مخصوص | |
| محتشم نیست قبولم که به صد قرن شوی | تو به آن دیر خصوصیت بدخو مخصوص |