محتشم کاشانی (غزلیات)/من کیستم به دوزخ هجران فتاده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (من کیستم به دوزخ هجران فتاده) از محتشم کاشانی |
' |
| من کیستم به دوزخ هجران فتاده | وز جرم عشق دل به عقوبت نهاده | |
| تشریف وصل در بر اغیار دیدهای | با دل قرار فرقت دل دار داده | |
| از جوی یار بر سر آتش نشستهای | وز رشگ غیر بر در غیرت ستاده | |
| پا از ره سلامت دوران کشیدهای | بر خورد در ملامت مردم گشاده | |
| در شاه راه جور کشی پر تحملی | در وادی وفا طلبی کم اراده | |
| در کامکاری از همه آفاق کمتری | در بردباری از همه عالم زیاده | |
| چون محتشم عنان هوس دادهای ز دست | وز رخش کامرانی دوران پیاده |