محتشم کاشانی (غزلیات)/محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی) از محتشم کاشانی |
' |
| محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی | پادشاهی گر نکردی این زمان کی میکنی | |
| توسن عمر آن جهانپیما ستور باد پا | یک جهان طی میکند چون بادپاهی میکنی | |
| سختی راه محبت را دلیل این بس که تو | در نخستین منزلی هرچند ره طی میکنی | |
| ساقیا بر ساحل غم ماندهام وقتست اگر | کشیت ساغر روان در قلزم می میکنی | |
| سنبل از تاب جمالت مینشیند در عرق | زلف را هرگه نقاب روی پر خوی میکنی | |
| آهوان در پایت ای مجنون از آن سر مینهند | کاشنایی با سگ لیلی پیاپی میکنی | |
| گفته بودی میکنم با محتشم روزی وفا | شاه خوبان وعده کردی و وفا کی میکنی |