صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۲۰۱ تا #۷٬۲۵۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شب که ز گریه میکنم دجله کنار خویش را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهی تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شبی که بر دلم آن ماه پاره میگذرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شطرنج صحبت من و آن مایهی سرور
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شوق درون به سوی دری میکشد مرا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شوق میگرداندم بر گرد شمع سرکشی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبا تحیت بلبل به بوستان برسان
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبح مرا به ظن غلط شام کردهی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صدامید از تو داشتم در دل
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/صیدی که لعب عشق فکندش به بند تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب که دولت من بیبقائی نکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عشق کهن به کوی تو میآردم هنوز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عقل در میدان عشق آهسته میراند فرس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
- محتشم کاشانی (غزلیات)/غمزهاش دست چو بر غارت جان بگشاید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فتنه میخیزد از آن ترکانه دامن برزدن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فرمود مرا سجدهی خویش آن بت رعنا
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فضای کلبهی فقر آن قدر صفا دارد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/قلم نسخ بران بر ورق حسن همه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لشگر عشقت سیاهی میکند از دور باز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمیکند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ما به عهدت خانهی دل از طرب پرداختیم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ما که میسازیم خود را در فراق او هلاک
- محتشم کاشانی (غزلیات)/مالک المک شوم چون ز جنون هامون را