محتشم کاشانی (غزلیات)/صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی) از محتشم کاشانی |
' |
| صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی | در جسم پاک حور است روح فرشته گوئی | |
| بستست خطش از نو دیباچهای که گویا | هست آیت نخستین از مصحف نکوئی | |
| گر کار خوبی از پیش رفتی به محض صورت | میکرد نقش دیوار دعوی خوب روئی | |
| شغل طبیعت اوست در عین خشم و اعراض | زان نرگس سخن گو دزدیده عذر گوئی | |
| در کامیابی توست سعی از تو بیش ما را | در قتل ماچه لازم چندین بهانه جوئی | |
| در جستجوی ما نیست هیچت تعلل اما | گاهی که جمع گردید اسباب تندخوئی | |
| بوی بهشت دارد این باغ اگرچه حالا | در وی مشام جان راست وقت بنفشه بوئی | |
| در پاکدامنیها دخلی ندارد اما | مانند خرقه پوشان دامان خرقه شوئی | |
| هان محتشم درین راه سر نه که سالکان را | مشکل بود به این پا راه نیاز پوئی |