محتشم کاشانی (غزلیات)/شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده) از محتشم کاشانی |
' |
| شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده | همسایه را دردسر از افغان و فریادم مده | |
| از زاری و افغان من گردد دل او سخت تر | ای گریه بر آبم مران ای آه بر بادم مده | |
| چون میرم و کین منش باقی بود ای بخت بد | جز جانب دوزخ صلازین محنت آبادم مده | |
| زین سان که آن نامهربان شاد است از ناشادیم | گر مهربانی ای فلک هرگز دل شادم مده | |
| هردم به داد آیم برت از ذوق بیداد دگر | خواهی به داد من رسی بیداد کن دادم مده | |
| هردم کنم صد کوه غم در بیستون عشق تو | من سخن جان دیگرم نسبت به فرهادم مده | |
| گفتم به بیدادم مکش درخنده شد کای محتشم | حکمت بر افلاطون مخوان تعلیم بیدادم مده |