محتشم کاشانی (غزلیات)/ما به عهدت خانهی دل از طرب پرداختیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ما به عهدت خانهی دل از طرب پرداختیم) از محتشم کاشانی |
' |
| ما به عهدت خانهی دل از طرب پرداختیم | در به روی خوش دلی بستیم و باغم ساختیم | |
| سایهپرور ساخت صد مجنون صحراگرد را | رایتی کاندر بیابان جنون افراختیم | |
| خشک بر جا ماند رخش فارس گردون چو ما | توسن جرات به میدان محبت تاختیم | |
| عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبران | تن برون بردیم ازین میدان ولی جان باختیم | |
| گر توکل را درین دریاست دخل ناخدا | بادبان برکش که ما کشتی در آب انداختیم | |
| تا محک فرسا نشد نقد محبت یک به یک | ما زر ناقص عیار خویش را نشناختیم | |
| محتشم بهر چراغ افروزی در راه وصل | هرزه مغز استخوان خویش را بگداختیم |