صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۶۵۱ تا #۶٬۷۰۰.
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از برای دلم ای مطربهی پردهسرای
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از روضهی نعیم جمالش روایتیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از صومعه پیری بخرابات درآمد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از لب شیرین چون شکر نبات آوردهئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از لعل آبدار تو نعلم برآتشست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/از مشک سوده دام بر آتش نهادهئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اسیر قید محبت ز جان نیندیشد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اشارت کرده بودی تا بیایم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اشکست که میگردد در کوی تو همرازم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/امشب ای یار قصد خواب مکن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اهل دل پیش تو مردن ز خدا میخواهند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اکنون که از بهشت نشان میدهد نسیم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر آن ماه مهربان گردد
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر ز پیش برانی مرا که برخواند
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر سرم برود در سر وفای شما
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای آینه قدرت بیچون الهی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای از حیای لعل لبت آب گشته می
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای بوستان عارض تو گلستان جان
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای تتق بسته از تیره شب برقمر
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای جان جهان جان وجهان برخی جانت
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب
- خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن