خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب | هر دم بجام لعل لبت تشنهتر شراب | |
| در ده قدح که مردم چشمم نشسته است | در آرزوی نرگس مست تو در شراب | |
| ما را ز جام باده لعلت گریز نیست | آری مراد مست نباشد مگر شراب | |
| بر من بخاک پات که مانند آتشست | گر آب میخورم بهوایت وگر شراب | |
| هر دم که در دلم گذرد نیش غمزهات | گردد ز غصه بردل من نیشتر شراب | |
| در گردش آرم جام طرب تا مرا دمی | از گردش زمانه کند بیخبر شراب | |
| هر دم بروی زرد فرو ریزدم سرشک | چشمم نگر که میدهد از جام زر شراب | |
| خواجو ز بسکه جام میش یاد میکنی | در جان می پرست تو کردست اثر شراب | |
| بازا بغربت از می و مستی که نزد عقل | بر خستگان غریب بود در سفر شراب |