صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۴۰۱ تا #۶٬۴۵۰.

  1. خاقانی (قصاید)/ماه به ماه می‌کند شاه فلک کدیوری
  2. خاقانی (قصاید)/ماه نو دیدی حمایل ز آسمان انگیخته
  3. خاقانی (قصاید)/مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب
  4. خاقانی (قصاید)/مرا صبح دم شاهد جان نماید
  5. خاقانی (قصاید)/مرد آن بود که از سر دردی قدم زند
  6. خاقانی (قصاید)/مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم
  7. خاقانی (قصاید)/مشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند
  8. خاقانی (قصاید)/مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
  9. خاقانی (قصاید)/من صید آنکه کعبه‌ی جان‌هاست منظرش
  10. خاقانی (قصاید)/من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترم
  11. خاقانی (قصاید)/منتظری تا ز روزگار چه خیزد
  12. خاقانی (قصاید)/مهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمده
  13. خاقانی (قصاید)/موکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتری
  14. خاقانی (قصاید)/مگر به ساحت گیتی نماند بوی وفا
  15. خاقانی (قصاید)/می و مشک است که با صبح برآمیخته‌اند
  16. خاقانی (قصاید)/نافه‌ی آهو شده است ناف زمین از صبا
  17. خاقانی (قصاید)/ناگذران دل است نوبت غم داشتن
  18. خاقانی (قصاید)/ناگذران دل توئی کز طرب آشناتری
  19. خاقانی (قصاید)/نثار اشک من هر شب شکر ریزی است پنهانی
  20. خاقانی (قصاید)/نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
  21. خاقانی (قصاید)/نه به دولت نظری خواهم داشت
  22. خاقانی (قصاید)/نه دل از سلامت نشان می‌دهد
  23. خاقانی (قصاید)/نوروز برقع از رخ زیبا برافکند
  24. خاقانی (قصاید)/نکهت حور است یا هوای صفاهان
  25. خاقانی (قصاید)/نیست اقلیم سخن را بهتر از من پادشا
  26. خاقانی (قصاید)/هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
  27. خاقانی (قصاید)/هر زمان زین سبز گلشن رخت بیرون می‌برم
  28. خاقانی (قصاید)/هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم
  29. خاقانی (قصاید)/هر صبح پای صبر به دامن درآورم
  30. خاقانی (قصاید)/هر صبح که نو جهان ببینم
  31. خاقانی (قصاید)/هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد
  32. خاقانی (قصاید)/هین کز جهان علامت انصاف شد نهان
  33. خاقانی (قصاید)/هین که به میدان حسن رخش درافکند یار
  34. خاقانی (قصاید)/پیش که صبح بر درد شقه‌ی چتر عنبری
  35. خاقانی (قصاید)/چشم بر پرده‌ی امل منهید
  36. خاقانی (قصاید)/چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
  37. خاقانی (قصاید)/چو گل بیش ندهم سران را صداعی
  38. خاقانی (قصاید)/چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر
  39. خاقانی (قصاید)/چون صبح‌دم عید کند نافه گشائی
  40. خاقانی (قصاید)/کار من بالا نمی‌گیرد در این شیب بلا
  41. خاقانی (قصاید)/کرد خزان تاختن بر صف خیل بهار
  42. خاقانی (قصاید)/کو دلی کانده کسارم بود و بس
  43. خاقانی (قصاید)/کوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از این
  44. خاقانی (قصاید)/کژ خاطران که عین خطا شد صوابشان
  45. خاقانی (قصاید)/گر به قدر سوزش دل چشم من بگریستی
  46. خاقانی (قصاید)/گردون نقاب صبح به عمدا برافکند
  47. خاقانی (قصاید)/گرنه شب از عین عید ساخت طلسمی بخم
  48. خاقانی (قصاید)/گرچه کان خرد مرا دانی
  49. خاقانی (قصاید)/گوئیی کز عشق او یک شهر جان افشانده‌اند
  50. خاقانی (قصاید)/یعقوب دلم، ندیم احزان