خاقانی (قصاید)/نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قصاید) (نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان) از خاقانی |
' |
| نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان | خانه فروشی بزن آستیی برفشان | |
| بهر چنین هودج بارگشی دار دل | پیش چنین شاهدی پیشکشی ساز جان | |
| خیز و به صحرای عشق ساز چراگاه از آنک | بابت رخش تو نیست آخور آخر زمان | |
| گلخن ایام را باغ سلامت مگوی | کلبهی قصاب را موقف عیسی مدان | |
| هیچ دل گرم را شربت گردون نساخت | ز آنکه تباشیر اوست بیشتری استخوان | |
| کم خور خاقانیا مائدهی دهر از آنک | نیست ابا خوشگوار، هست ترش میزبان | |
| تاج امان بایدت پای شهنشاه بوس | نشرهی جان بایدت مدح منوچهر خوان | |
| شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکار | خسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان |