صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۹۵۱ تا #۶٬۰۰۰.

  1. خاقانی (غزلیات)/جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
  2. خاقانی (غزلیات)/جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
  3. خاقانی (غزلیات)/جانا لب تو پیش‌کش از ما چه ستاند
  4. خاقانی (غزلیات)/جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
  5. خاقانی (غزلیات)/حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
  6. خاقانی (غزلیات)/حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  7. خاقانی (غزلیات)/حصن جان ساز در جهان خلوت
  8. خاقانی (غزلیات)/خار غم تو گل طرب دارد
  9. خاقانی (غزلیات)/خاک بغداد در آب بصرم بایستی
  10. خاقانی (غزلیات)/خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
  11. خاقانی (غزلیات)/خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
  12. خاقانی (غزلیات)/خاکم که مرا منی نیابی
  13. خاقانی (غزلیات)/خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
  14. خاقانی (غزلیات)/خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت
  15. خاقانی (غزلیات)/خرمی کان فلک دهد غم دان
  16. خاقانی (غزلیات)/خسته‌ام نیک از بد ایام خویش
  17. خاقانی (غزلیات)/خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
  18. خاقانی (غزلیات)/خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
  19. خاقانی (غزلیات)/خود لطف بود چندان ای جان که تو داری
  20. خاقانی (غزلیات)/خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم
  21. خاقانی (غزلیات)/خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا
  22. خاقانی (غزلیات)/خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم
  23. خاقانی (غزلیات)/خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر
  24. خاقانی (غزلیات)/خوی او از خام‌کاری کم نکرد
  25. خاقانی (غزلیات)/خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه
  26. خاقانی (غزلیات)/خیز تا رخت دل براندازیم
  27. خاقانی (غزلیات)/خیز و به ایام گل باده‌ی گلگون بیار
  28. خاقانی (غزلیات)/دارم سر آنکه سر برآرم
  29. خاقانی (غزلیات)/داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی
  30. خاقانی (غزلیات)/در این عهد از وفا بوئی نمانده است
  31. خاقانی (غزلیات)/در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست
  32. خاقانی (غزلیات)/در خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد
  33. خاقانی (غزلیات)/در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
  34. خاقانی (غزلیات)/در سایه‌ی غم شکست روزم
  35. خاقانی (غزلیات)/در سینه نفس چنان شکستم
  36. خاقانی (غزلیات)/در صبوح آن راح ریحانی بخواه
  37. خاقانی (غزلیات)/در عشق تو عافیت حرام است
  38. خاقانی (غزلیات)/در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
  39. خاقانی (غزلیات)/در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
  40. خاقانی (غزلیات)/در عشق، فتوح چیست؟ دانی
  41. خاقانی (غزلیات)/در یک سخن آن همه عتیبش بین
  42. خاقانی (غزلیات)/درآ کز یک نظر جان تازه کردی
  43. خاقانی (غزلیات)/درا تا سیل بنشانم ز دیده
  44. خاقانی (غزلیات)/درد دل گویم از نهان بشنو
  45. خاقانی (غزلیات)/درد زده است جان من میوه‌ی جان من کجا
  46. خاقانی (غزلیات)/دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست
  47. خاقانی (غزلیات)/دردی که مرا هست به مرهم نفروشم
  48. خاقانی (غزلیات)/دست از دو جهان کشیده خواهم
  49. خاقانی (غزلیات)/دست قبا در جهان نافه گشای آمده است
  50. خاقانی (غزلیات)/دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی