خاقانی (غزلیات)/در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (در عشق داستانم و بر تو به نیم جو) از خاقانی |
' |
| در عشق داستانم و بر تو به نیم جو | بازیچهی جهانم و بر تو به نیم جو | |
| گهگه شده است صبرم و بر تو به نیم گه | جوجو شداست جانم و بر تو به نیم جو | |
| بر طارم وصالت نارفته دست هجر | بشکست نردبانم و بر تو به نیم جو | |
| هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو | صد جان همی فشانم و بر تو به نیم جو | |
| خصمان من به حضرت تو خاصگی و من | موقوف آستانم و بر تو به نیم جو | |
| سوزی چنان که دانی جان مرا و من | سازم چنان که دانم و بر تو به نیم جو | |
| خاقانی ار نماند با تو به یک پشیز | من نیز اگر نمانم بر تو به نیم جو |