خاقانی (غزلیات)/خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا) از خاقانی |
' |
| خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا | شمعی و پنهان میروی پروانه جویان تا کجا؟ | |
| ز انصاف خو واکردهای، ظلم آشکارا کردهای | خونریز دلها کردهای، خون کرده پنهان تا کجا؟ | |
| غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیخته | صد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟ | |
| بر دل چو آتش میروی تیز آمدی کش میروی | درجوی جان خوش میروی ای آب حیوان تا کجا؟ | |
| طرف کله کژ بر زده گوی گریبان گم شده | بند قبا بازآمده گیسو به دامان تا کجا؟ | |
| دزدان شبرو در طلب، از شمع ترسند ای عجب | تو شمع پیکر نیمشب دل دزدی اینسان تا کجا؟ | |
| هر لحظه ناوردی زنی، جولان کنی مردافکنی | نه در دل تنگ منی ای تنگ میدان تا کجا؟ | |
| گر ره دهم فریاد را، از دم بسوزم باد را | حدی است هر بیداد را این حد هجران تا کجا؟ | |
| خاقانی اینک مرد تو مرغ بلاپرورد تو | ای گوشهی دل خورد تو، ناخوانده مهمان تا کجا؟ |