خاقانی (غزلیات)/در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد) از خاقانی |
' |
| در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد | نرگس مست را خطت خوب سراب میدهد | |
| رشوه به چشم مست تو نرگس تازه میبرد | باژ به زلف شست تو عنبر ناب میدهد | |
| دیده پرآب کردهای رو که به دست غمزهات | هندوی دیده تیغ را بهر تو آب میدهد | |
| طرفهتر آنکه طرهات سر ز خطت همی کشد | پس به تکلف اندرو حسن تو تاب میدهد | |
| ور ز خطت برون نهم پای ز بهر گردنم | همسر زلف سرکشت تاب طناب میدهد | |
| بر سر کوی حسن تو پای دلم شکسته شد | تا چو درنگ میکند جان به شتاب میدهد |