صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۸۵۱ تا #۵٬۹۰۰.
- خاقانی (غزلیات)/ای دل ای دل هلاک تن کردی
- خاقانی (غزلیات)/ای دل به جفات جان نهاده
- خاقانی (غزلیات)/ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
- خاقانی (غزلیات)/ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
- خاقانی (غزلیات)/ای راحت جانها به تو، آرام جان کیستی
- خاقانی (غزلیات)/ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
- خاقانی (غزلیات)/ای زیر نقاب مه نموده
- خاقانی (غزلیات)/ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
- خاقانی (غزلیات)/ای صبح مرا حدیث آن مه کن
- خاقانی (غزلیات)/ای قول دل به رفیعالدرجات
- خاقانی (غزلیات)/ای قوم الغیاث که کار اوفتادهایم
- خاقانی (غزلیات)/ای لعل تو پردهدار پروین
- خاقانی (غزلیات)/ای پار دوست بوده و امسال آشنا
- خاقانی (غزلیات)/ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
- خاقانی (غزلیات)/این خود چه صورت است که من پایبست اویم
- خاقانی (غزلیات)/این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
- خاقانی (غزلیات)/این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
- خاقانی (غزلیات)/با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
- خاقانی (غزلیات)/با بخت در عتابم و با روزگار هم
- خاقانی (غزلیات)/با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
- خاقانی (غزلیات)/با هیچ دوست دست به پیمان نمیدهی
- خاقانی (غزلیات)/با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
- خاقانی (غزلیات)/با یاد تو زهر بر شکر خندد
- خاقانی (غزلیات)/باز از نوای دلبری سازی دگرگون میزنی
- خاقانی (غزلیات)/باز از کرشمه زخمهی نو در فزودهای
- خاقانی (غزلیات)/باغ جان را صبوحی آب دهید
- خاقانی (غزلیات)/بانگ آمد از قنینه کباد بر خرابی
- خاقانی (غزلیات)/بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
- خاقانی (غزلیات)/بخت بدرنگ من امروز گم است
- خاقانی (غزلیات)/بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
- خاقانی (غزلیات)/بر دیده ره خیال بستی
- خاقانی (غزلیات)/بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
- خاقانی (غزلیات)/بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
- خاقانی (غزلیات)/بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
- خاقانی (غزلیات)/بر سریر نیاز میغلطم
- خاقانی (غزلیات)/برون از جهان تکیه جایی طلب کن
- خاقانی (غزلیات)/بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
- خاقانی (غزلیات)/بس لابه که بنمودم و دلدار نپذرفت
- خاقانی (غزلیات)/بستهی زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
- خاقانی (غزلیات)/به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
- خاقانی (غزلیات)/به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
- خاقانی (غزلیات)/به خرد راه عشق میپوئی
- خاقانی (غزلیات)/به دو میگون لب و پسته دهنت
- خاقانی (غزلیات)/به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
- خاقانی (غزلیات)/به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
- خاقانی (غزلیات)/به صفت، عاشق جمال توایم
- خاقانی (غزلیات)/به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
- خاقانی (غزلیات)/به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
- خاقانی (غزلیات)/به یکی نامهی خودم دریاب
- خاقانی (غزلیات)/بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد