صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۸۵۱ تا #۵٬۹۰۰.

  1. خاقانی (غزلیات)/ای دل ای دل هلاک تن کردی
  2. خاقانی (غزلیات)/ای دل به جفات جان نهاده
  3. خاقانی (غزلیات)/ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
  4. خاقانی (غزلیات)/ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
  5. خاقانی (غزلیات)/ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  6. خاقانی (غزلیات)/ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
  7. خاقانی (غزلیات)/ای زیر نقاب مه نموده
  8. خاقانی (غزلیات)/ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  9. خاقانی (غزلیات)/ای صبح مرا حدیث آن مه کن
  10. خاقانی (غزلیات)/ای قول دل به رفیع‌الدرجات
  11. خاقانی (غزلیات)/ای قوم الغیاث که کار اوفتاده‌ایم
  12. خاقانی (غزلیات)/ای لعل تو پرده‌دار پروین
  13. خاقانی (غزلیات)/ای پار دوست بوده و امسال آشنا
  14. خاقانی (غزلیات)/ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
  15. خاقانی (غزلیات)/این خود چه صورت است که من پای‌بست اویم
  16. خاقانی (غزلیات)/این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
  17. خاقانی (غزلیات)/این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
  18. خاقانی (غزلیات)/با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
  19. خاقانی (غزلیات)/با بخت در عتابم و با روزگار هم
  20. خاقانی (غزلیات)/با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
  21. خاقانی (غزلیات)/با هیچ دوست دست به پیمان نمی‌دهی
  22. خاقانی (غزلیات)/با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
  23. خاقانی (غزلیات)/با یاد تو زهر بر شکر خندد
  24. خاقانی (غزلیات)/باز از نوای دلبری سازی دگرگون می‌زنی
  25. خاقانی (غزلیات)/باز از کرشمه زخمه‌ی نو در فزوده‌ای
  26. خاقانی (غزلیات)/باغ جان را صبوحی آب دهید
  27. خاقانی (غزلیات)/بانگ آمد از قنینه کباد بر خرابی
  28. خاقانی (غزلیات)/بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
  29. خاقانی (غزلیات)/بخت بدرنگ من امروز گم است
  30. خاقانی (غزلیات)/بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
  31. خاقانی (غزلیات)/بر دیده ره خیال بستی
  32. خاقانی (غزلیات)/بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
  33. خاقانی (غزلیات)/بر سر من نامده است از تو جفاجوی تر
  34. خاقانی (غزلیات)/بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
  35. خاقانی (غزلیات)/بر سریر نیاز می‌غلطم
  36. خاقانی (غزلیات)/برون از جهان تکیه جایی طلب کن
  37. خاقانی (غزلیات)/بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
  38. خاقانی (غزلیات)/بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفت
  39. خاقانی (غزلیات)/بسته‌ی زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
  40. خاقانی (غزلیات)/به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
  41. خاقانی (غزلیات)/به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
  42. خاقانی (غزلیات)/به خرد راه عشق می‌پوئی
  43. خاقانی (غزلیات)/به دو میگون لب و پسته دهنت
  44. خاقانی (غزلیات)/به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
  45. خاقانی (غزلیات)/به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
  46. خاقانی (غزلیات)/به صفت، عاشق جمال توایم
  47. خاقانی (غزلیات)/به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
  48. خاقانی (غزلیات)/به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
  49. خاقانی (غزلیات)/به یکی نامه‌ی خودم دریاب
  50. خاقانی (غزلیات)/بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد