خاقانی (غزلیات)/بخت بدرنگ من امروز گم است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (بخت بدرنگ من امروز گم است) از خاقانی |
' |
| بخت بدرنگ من امروز گم است | یارب این رنگ سواد از چه خم است | |
| دلدل دل ز سر خندق غم | چون جهانم که بس افکنده سم است | |
| با من امروز فلک را به جفا | آشتی نیست همه اشتلم است | |
| شد چو کشتی به کژی کار فلک | که عنانش محل پاردم است | |
| دولت امروز زن و خادم راست | کاین امیر ری و آن شاه قم است | |
| هر که را نعمت و مال آمد و جاه | سفلگی را بعهم کلبهم است | |
| تا به درگاه خدا داری روی | زر آلوده سگ حلقه دم است | |
| باز چون بر در خلق افتد کار | زر بر سفله خدای دوم است | |
| این کرم جستن خاقانی چیست | که کرم در همه آفاق گم است |