صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۴۵۱ تا #۴٬۵۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد
  2. عطار (غزلیات)/چه رخساره که از بدر منیر است
  3. عطار (غزلیات)/چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  4. عطار (غزلیات)/چه سازی سرای و چه گویی سرود
  5. عطار (غزلیات)/چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
  6. عطار (غزلیات)/چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
  7. عطار (غزلیات)/چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم
  8. عطار (غزلیات)/چو از جیبش مه تابان برآید
  9. عطار (غزلیات)/چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  10. عطار (غزلیات)/چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
  11. عطار (غزلیات)/چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  12. عطار (غزلیات)/چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  13. عطار (غزلیات)/چو خود را پاک دامن می ندانم
  14. عطار (غزلیات)/چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  15. عطار (غزلیات)/چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
  16. عطار (غزلیات)/چو دریا شور در جانم میفکن
  17. عطار (غزلیات)/چو طوطی خط او پر بر آورد
  18. عطار (غزلیات)/چو قفل لعل بر درج گهر زد
  19. عطار (غزلیات)/چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
  20. عطار (غزلیات)/چو پیشه‌ی تو شیوه و ناز است چه تدبیر
  21. عطار (غزلیات)/چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد
  22. عطار (غزلیات)/چون به اصل اصل در پیوسته بی‌تو جان توست
  23. عطار (غزلیات)/چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  24. عطار (غزلیات)/چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  25. عطار (غزلیات)/چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
  26. عطار (غزلیات)/چون دربسته است درج ناپدیدش
  27. عطار (غزلیات)/چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
  28. عطار (غزلیات)/چون روی بود بدان نکویی
  29. عطار (غزلیات)/چون ز مرغ سحر فغان برخاست
  30. عطار (غزلیات)/چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  31. عطار (غزلیات)/چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
  32. عطار (غزلیات)/چون سیمبران روی به گلزار نهادند
  33. عطار (غزلیات)/چون شدستی ز من جدا صنما
  34. عطار (غزلیات)/چون شراب عشق در دل کار کرد
  35. عطار (غزلیات)/چون عشق تو داعی عدم شد
  36. عطار (غزلیات)/چون قصه‌ی زلف تو دراز است چگویم
  37. عطار (غزلیات)/چون لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
  38. عطار (غزلیات)/چون لبش درج گهر باز کند
  39. عطار (غزلیات)/چون لعل توام هزار جان داد
  40. عطار (غزلیات)/چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست
  41. عطار (غزلیات)/چون من ز همه عالم ترسا بچه‌ای دارم
  42. عطار (غزلیات)/چون نام تو بر زبان برانم
  43. عطار (غزلیات)/چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم
  44. عطار (غزلیات)/چون نظر بر روی جانان اوفتاد
  45. عطار (غزلیات)/چون نیاید سر عشقت در بیان
  46. عطار (غزلیات)/چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را
  47. عطار (غزلیات)/چون نیست کسی مرا به جای تو
  48. عطار (غزلیات)/چون پرده ز روی ماه برگیرد
  49. عطار (غزلیات)/چون کشته شدم هزار باره
  50. عطار (غزلیات)/چون کنم معشوق عیار آمدست