صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۴۵۱ تا #۴٬۵۰۰.
- عطار (غزلیات)/چه دانستم که این دریای بی پایان چنین باشد
- عطار (غزلیات)/چه رخساره که از بدر منیر است
- عطار (غزلیات)/چه سازم که سوی تو راهی ندارم
- عطار (غزلیات)/چه سازی سرای و چه گویی سرود
- عطار (غزلیات)/چه شاهدی است که با ماست در میان امشب
- عطار (غزلیات)/چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
- عطار (غزلیات)/چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم
- عطار (غزلیات)/چو از جیبش مه تابان برآید
- عطار (غزلیات)/چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
- عطار (غزلیات)/چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
- عطار (غزلیات)/چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
- عطار (غزلیات)/چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
- عطار (غزلیات)/چو خود را پاک دامن می ندانم
- عطار (غزلیات)/چو خورشید جمالت جلوهگر شد
- عطار (غزلیات)/چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
- عطار (غزلیات)/چو دریا شور در جانم میفکن
- عطار (غزلیات)/چو طوطی خط او پر بر آورد
- عطار (غزلیات)/چو قفل لعل بر درج گهر زد
- عطار (غزلیات)/چو نقاب برگشائی مه آن جهان برآید
- عطار (غزلیات)/چو پیشهی تو شیوه و ناز است چه تدبیر
- عطار (غزلیات)/چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد
- عطار (غزلیات)/چون به اصل اصل در پیوسته بیتو جان توست
- عطار (غزلیات)/چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
- عطار (غزلیات)/چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
- عطار (غزلیات)/چون خط شبرنگ بر گلگون کشی
- عطار (غزلیات)/چون دربسته است درج ناپدیدش
- عطار (غزلیات)/چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
- عطار (غزلیات)/چون روی بود بدان نکویی
- عطار (غزلیات)/چون ز مرغ سحر فغان برخاست
- عطار (غزلیات)/چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
- عطار (غزلیات)/چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
- عطار (غزلیات)/چون سیمبران روی به گلزار نهادند
- عطار (غزلیات)/چون شدستی ز من جدا صنما
- عطار (غزلیات)/چون شراب عشق در دل کار کرد
- عطار (غزلیات)/چون عشق تو داعی عدم شد
- عطار (غزلیات)/چون قصهی زلف تو دراز است چگویم
- عطار (غزلیات)/چون لبت به پسته اندر صفت گهر نبینی
- عطار (غزلیات)/چون لبش درج گهر باز کند
- عطار (غزلیات)/چون لعل توام هزار جان داد
- عطار (غزلیات)/چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست
- عطار (غزلیات)/چون من ز همه عالم ترسا بچهای دارم
- عطار (غزلیات)/چون نام تو بر زبان برانم
- عطار (غزلیات)/چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم
- عطار (غزلیات)/چون نظر بر روی جانان اوفتاد
- عطار (غزلیات)/چون نیاید سر عشقت در بیان
- عطار (غزلیات)/چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را
- عطار (غزلیات)/چون نیست کسی مرا به جای تو
- عطار (غزلیات)/چون پرده ز روی ماه برگیرد
- عطار (غزلیات)/چون کشته شدم هزار باره
- عطار (غزلیات)/چون کنم معشوق عیار آمدست