صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۲۵۱ تا #۴٬۳۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/عزم آن دارم که امشب نیم مست
  2. عطار (غزلیات)/عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد
  3. عطار (غزلیات)/عزم عشق دلستانی داشتم
  4. عطار (غزلیات)/عزیزا هر دو عالم سایه‌ی توست
  5. عطار (غزلیات)/عشق آبم برد گو آبم ببر
  6. عطار (غزلیات)/عشق آمد و آتشی به دل در زد
  7. عطار (غزلیات)/عشق آن باشد که غایت نبودش
  8. عطار (غزلیات)/عشق بالای کفر و دین دیدم
  9. عطار (غزلیات)/عشق بی درد ناتمام بود
  10. عطار (غزلیات)/عشق تو به جان دریغم آید
  11. عطار (غزلیات)/عشق تو به سینه تاختن برد
  12. عطار (غزلیات)/عشق تو در جان من ای جان من
  13. عطار (غزلیات)/عشق تو ز اختیار بیرون است
  14. عطار (غزلیات)/عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  15. عطار (غزلیات)/عشق تو قلاوز جهان است
  16. عطار (غزلیات)/عشق تو مرا ستد ز من باز
  17. عطار (غزلیات)/عشق تو مست جاودانم کرد
  18. عطار (غزلیات)/عشق تو پرده، صد هزار نهاد
  19. عطار (غزلیات)/عشق توام داغ چنان می‌کند
  20. عطار (غزلیات)/عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت
  21. عطار (غزلیات)/عشق جانی داد و بستد والسلام
  22. عطار (غزلیات)/عشق جز بخشش خدایی نیست
  23. عطار (غزلیات)/عشق جمال جانان دریای آتشین است
  24. عطار (غزلیات)/عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیست
  25. عطار (غزلیات)/عشق را بی‌خویشتن باید شدن
  26. عطار (غزلیات)/عشق را پیر و جوان یکسان بود
  27. عطار (غزلیات)/عشق را گر سری پدیدستی
  28. عطار (غزلیات)/عشق را گوهر ز کانی دیگر است
  29. عطار (غزلیات)/عشق چیست از خویش بیرون آمدن
  30. عطار (غزلیات)/عشقت ایمان و جان به ما بخشد
  31. عطار (غزلیات)/عقل در عشق تو سرگردان بماند
  32. عطار (غزلیات)/عقل را در رهت قدم برسید
  33. عطار (غزلیات)/عقل مست لعل جان افزای توست
  34. عطار (غزلیات)/عقل کجا پی برد شیوه‌ی سودای عشق
  35. عطار (غزلیات)/عمر رفت و تو منی داری هنوز
  36. عطار (غزلیات)/عکس روی تو بر نگین افتاد
  37. عطار (غزلیات)/غم بسی دارم چه جای صد غم است
  38. عطار (غزلیات)/غیرت آمد بر دلم زد دور باش
  39. عطار (غزلیات)/فتنه‌ی زلف دلربای توام
  40. عطار (غزلیات)/فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  41. عطار (غزلیات)/فریاد کز غم تو فریادرس ندارم
  42. عطار (غزلیات)/قبله‌ی ذرات عالم روی توست
  43. عطار (غزلیات)/قد تو به آزادی بر سرو چمن خندد
  44. عطار (غزلیات)/قدم درنه اگر مردی درین کار
  45. عطار (غزلیات)/قصد کرد از سرکشی یارم به جان
  46. عطار (غزلیات)/قصه‌ی عشق تو از بر چون کنم
  47. عطار (غزلیات)/قصه‌ی عشق تو چون بسیار شد
  48. عطار (غزلیات)/قطره گم گردان چو دریا شد پدید
  49. عطار (غزلیات)/قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  50. عطار (غزلیات)/قومی که در فنا به دل یکدگر زیند