عطار (غزلیات)/قوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (قوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشد) از عطار |
' |
| قوت بار عشق تو مرکب جان نمیکشد | روشنی جمال تو هر دو جهان نمیکشد | |
| بار تو چون کشد دلم گرچه چو تیر راست شد | زانکه کمان چون تویی بازوی جان نمیکشد | |
| کون و مکان چه میکند عاشق تو که در رهت | نعرهی عاشقان تو کون و مکان نمیکشد | |
| نام تو و نشان تو چون به زبان برآورم | زانکه نشان و نام تو نام و نشان نمیکشد | |
| راه تو چون به سرکشم زانکه ز دوری رهت | راه تو از روندگان کس به کران نمیکشد | |
| در ره تو به قرنها چرخ دوید و دم نزد | تا ره تو به سر نشد خود به میان نمیکشد | |
| گشت فرید در رهت سوخته همچو پشهای | زانکه ز نور شمع تو ره به عیان نمیکشد |