عطار (غزلیات)/عزم عشق دلستانی داشتم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (عزم عشق دلستانی داشتم) از عطار |
' |
| عزم عشق دلستانی داشتم | وقف کردم نیم جانی داشتم | |
| صد هزاران سود کردم در دو کون | گر ز عشق تو زیانی داشتم | |
| چون شدم با عشق رویش همنفس | هر نفس تازه جهانی داشتم | |
| در صفات روی چون خورشید او | سر مگر بر آسمانی داشتم | |
| لیک چون رویش بدیدم ذرهای | گنگ گشتم گر زبانی داشتم | |
| مدتی پنداشتم کز وصل او | یا نصیبی یا نشانی داشتم | |
| چون نگه کردم همه پندار بود | یا خیالی یا گمانی داشتم | |
| با سر هر موی زلفش تا ابد | سرگذشت و داستانی داشتم | |
| لیک دل پرغصه رفتم زیر خاک | قصهی دل چون نهانی داشتم | |
| خواستم تا راز خود پنهان کنم | هر سرشکی ترجمانی داشتم | |
| چون ندیدم خویش را در خورد او | این مصیبت هر زمانی داشتم | |
| موج میزد درد و زاری چون رباب | گر رگی بر استخوانی داشتم | |
| بر تن عطار هر مویی که بود | در خروشی و فغانی داشتم |