صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۷۰۱ تا #۳۳٬۷۵۰.
- عطار (غزلیات)/هر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشد
- عطار (غزلیات)/هر زمانی زلف را بندی کند
- عطار (غزلیات)/هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- عطار (غزلیات)/هر شبم سرمست در کوی افکنی
- عطار (غزلیات)/هر شبی عشقت جگر میسوزدم
- عطار (غزلیات)/هر شبی وقت سحر در کوی جانان میروم
- عطار (غزلیات)/هر شور وشری که در جهان است
- عطار (غزلیات)/هر مرد که نیست امتحانش
- عطار (غزلیات)/هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
- عطار (غزلیات)/هر که بر روی او نظر دارد
- عطار (غزلیات)/هر که جان درباخت بر دیدار او
- عطار (غزلیات)/هر که دایم نیست ناپروای عشق
- عطار (غزلیات)/هر که در بادیهی عشق تو سرگردان شد
- عطار (غزلیات)/هر که در راه حقیقت از حقیقت بینشان شد
- عطار (غزلیات)/هر که درین دایره دوران کند
- عطار (غزلیات)/هر که درین درد گرفتار نیست
- عطار (غزلیات)/هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
- عطار (غزلیات)/هر که را اندیشهی درمان بود
- عطار (غزلیات)/هر که را با لب تو پیمان بود
- عطار (غزلیات)/هر که را دانهی نار تو به دندان آید
- عطار (غزلیات)/هر که را در عشق تو کاری بود
- عطار (غزلیات)/هر که را ذرهای ازین سوز است
- عطار (غزلیات)/هر که را ذرهای وجود بود
- عطار (غزلیات)/هر که را ذوق دین پدید آید
- عطار (غزلیات)/هر که را عشق تو سرگردان کرد
- عطار (غزلیات)/هر که زو داد یک نشانی باز
- عطار (غزلیات)/هر که سر رشتهی تو یابد باز
- عطار (غزلیات)/هر که سرگردان این سودا بود
- عطار (غزلیات)/هر که صید چون تو دلداری شود
- عطار (غزلیات)/هر که عزم عشق رویش میکند
- عطار (غزلیات)/هر که هست اندر پی بهبود خویش
- عطار (غزلیات)/هر گدایی مرد سلطان کی شود
- عطار (غزلیات)/هرچه دارم در میان خواهم نهاد
- عطار (غزلیات)/هرچه در هر دو جهان جانان نمود
- عطار (غزلیات)/هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمیبرد
- عطار (غزلیات)/هرچه هست اوست و هرچه اوست توی
- عطار (غزلیات)/هرچه همه عمر همی ساختیم
- عطار (غزلیات)/هرگاه که مست آن لقا باشم
- عطار (غزلیات)/هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
- عطار (غزلیات)/هزاران جان سزد در هر زمانی
- عطار (غزلیات)/هم بلای تو به جان بی قراران میرسد
- عطار (غزلیات)/هم تن مویم از آن میان که نداری
- عطار (غزلیات)/همه عالم خروش و جوش از آن است
- عطار (غزلیات)/هنگام صبوح آمد ای هم نفسان خیزید
- عطار (غزلیات)/واقعهی عشق را نیست نشانی پدید
- عطار (غزلیات)/وشاقی اعجمی با دشنه در دست
- عطار (غزلیات)/وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
- عطار (غزلیات)/پروانه شبی ز بی قراری
- عطار (غزلیات)/پشت بر روی جهان خواهیم کرد
- عطار (غزلیات)/پشتا پشت است با تو کارم