عطار (غزلیات)/هر که عزم عشق رویش میکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (هر که عزم عشق رویش میکند) از عطار |
' |
| هر که عزم عشق رویش میکند | عشق رویش همچو مویش میکند | |
| هر که ندهد این جهان را سه طلاق | همچو دزد چار سویش میکند | |
| او نیاید در طلب اما ز شوق | دل به صد جان جستجویش میکند | |
| او نگردد نرم از اشکم ولیک | اشک دایم شست و شویش میکند | |
| هر که از چوگان زلفش بوی یافت | بی سر و بن همچو گویش میکند | |
| هر که در عشقش چو تیر راست شد | چون کمان زه در گلویش میکند | |
| سرخروی او بباید شد به قطع | هر که را عشق آرزویش میکند | |
| سختدل آهن نه بر آتش نگر | تا چگونه سرخ رویش میکند | |
| از درش عطار را بویی رسید | آه از آنجا مشک بویش میکند |