صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۲٬۹۵۱ تا #۳۳٬۰۰۰.
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود آن دیوانه دل برخاسته
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود اندر مصر شاهی نامدار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود در کاریز بیسرمایهای
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود در کنجی یکی دیوانه خوار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود درویشی ز فرط عشق زار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مجنونی عجب در کوه سار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مردی شیردل خصم افکنی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بود مستی سخت لایعقل، خراب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/بوعلی طوسی که پیر عهد بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/تاجری مالی و ملکی چند داشت
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت ای داود پاک
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت با موسی به راز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/حق تعالی گفت قارون زار زار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خاست اندر مصر قحطی ناگهان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خالق آفاق من فوق الحجاب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خسروی میرفت در دشت شکار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خسروی میشد به شهر خویش باز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجه زنگی را غلامی چست بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجهای میگفت در وقت نماز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجهای کز تخمهی اکاف بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خورد عیسی آبی از جویی خوش آب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/خونیی را کشت شاهی در عقاب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/داد از خود پیرتر کستان خبر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در بر شیخی سگی میشد پلید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در خراسان بود دولت بر مزید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در خصومت آمدند و در جفا
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دردم آخر که جان آمد به لب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دردمندی پیش شبلی میگریست
- عطار (عذر آوردن مرغان)/ده برادر قحطشان کرده نفور
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دیدهی آن عنکبوت بیقرار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رابعه در راه کعبه هفت سال
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رابعه گفتی که ای دانای راز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/راه بینی بود بس عالی نفس
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رفت شیخ بصره پیش رابعه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/سایلی بنشست در پیش جنید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شهریاری کرد قصری زرنگار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ بوبکر نشابوری به راه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ خرقانی که عرش ایوانش بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ غوری، آن به کلی گشته کل
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ نوقانی بنیشابور شد
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی را گفت مردی نامدار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی میرفت در بغداد زود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی چون جامه شستی گاه گاه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عابدی بودست در وقت کلیم
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عابدی کز حق سعادت داشت او
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عود میسوخت آن یکی غافل بسی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/غازیی از کافری بس سرفراز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/غافلی شد پیش آن صاحب چله
- عطار (عذر آوردن مرغان)/مالک دینار را گفت آن عزیز