عطار (عذر آوردن مرغان)/غافلی شد پیش آن صاحب چله
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (غافلی شد پیش آن صاحب چله) از عطار |
' |
| غافلی شد پیش آن صاحب چله | کرد از ابلیس بسیاری گله | |
| گفت ابلیسم زد از تلبیس راه | کرد دین بر من به طراری تباه | |
| مرد گفتش ای جوانمرد عزیز | آمده بد پیش ازین ابلیس نیز | |
| مشتکی بود از تو و آزرده بود | خاک از ظلم تو بر سر کرده بود | |
| گفت دنیا جمله اقطاع منست | مرد من نیست آنک دنیا دشمنست | |
| تو بگو او را که عزم راه کن | دست از دنیای من کوتاه کن | |
| من به دینش میکنم آهنگ سخت | زانک در دنیای من زد چنگ سخت | |
| هرک بیرون شد ز اقطاعم تمام | نیست با او هیچ کارم والسلام |