عطار (عذر آوردن مرغان)/خاست اندر مصر قحطی ناگهان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (خاست اندر مصر قحطی ناگهان) از عطار |
' |
| خاست اندر مصر قحطی ناگهان | خلق میمردند و میگفتند نان | |
| جملهی ره خلق بر هم مرده بود | نیم زنده مرده را میخورده بود | |
| از قضا دیوانه چون آن بدیدای | خلق میمردند و نامد نان پدید | |
| گفت ای دارندهی دنیا و دین | چون نداری رزق کمترآفرین | |
| هرک او گستاخ این درگه شود | عذر خواهد باز چون آگه شود | |
| گر کژی گوید بدین درگه نه راست | عذر آن داند به شیرینی نه خواست |