صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۳۵۱ تا #۳۰٬۴۰۰.
- سعدی (غزلیات)/دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد
- سعدی (غزلیات)/دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
- سعدی (غزلیات)/دوشم آن سنگ دل پریشان داشت
- سعدی (غزلیات)/دولت جان پرورست صحبت آموزگار
- سعدی (غزلیات)/دی به چمن برگذشت سرو سخنگوی من
- سعدی (غزلیات)/دیدار تو حل مشکلاتست
- سعدی (غزلیات)/دیدار مینمایی و پرهیز میکنی
- سعدی (غزلیات)/دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
- سعدی (غزلیات)/دیدم امروز بر زمین قمری
- سعدی (غزلیات)/دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست
- سعدی (غزلیات)/دیدی که وفا به جا نیاوردی
- سعدی (غزلیات)/دیر آمدیای نگار سرمست
- سعدی (غزلیات)/دیگر به کجا میرود این سرو خرامان
- سعدی (غزلیات)/دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
- سعدی (غزلیات)/ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
- سعدی (غزلیات)/راستی گویم به سروی ماند این بالای تو
- سعدی (غزلیات)/رفتی و نمیشوی فراموش
- سعدی (غزلیات)/رفتی و همچنان به خیال من اندری
- سعدی (غزلیات)/رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
- سعدی (غزلیات)/رفیق مهربان و یار همدم
- سعدی (غزلیات)/رها نمیکند ایام در کنار منش
- سعدی (غزلیات)/روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
- سعدی (غزلیات)/روز وصلم قرار دیدن نیست
- سعدی (غزلیات)/روزگاریست که سودازده روی توام
- سعدی (غزلیات)/روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی
- سعدی (غزلیات)/روندگان مقیم از بلا نپرهیزند
- سعدی (غزلیات)/روی بپوش ای قمر خانگی
- سعدی (غزلیات)/روی تو خوش مینماید آینه ما
- سعدی (غزلیات)/روی گشاده ای صنم طاقت خلق میبری
- سعدی (غزلیات)/ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
- سعدی (غزلیات)/ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
- سعدی (غزلیات)/ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم
- سعدی (غزلیات)/ز من مپرس که در دست او دلت چونست
- سعدی (غزلیات)/ز هر چه هست گزیرست و ناگزیر از دوست
- سعدی (غزلیات)/زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
- سعدی (غزلیات)/زلف او بر رخ چو جولان میکند
- سعدی (غزلیات)/زنده بی دوست خفته در وطنی
- سعدی (غزلیات)/زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
- سعدی (غزلیات)/زنده کدامست بر هوشیار
- سعدی (غزلیات)/زهی رفیق که با چون تو سروبالاییست
- سعدی (غزلیات)/زهی سعادت من کم تو آمدی به سلام
- سعدی (غزلیات)/زینهار از دهان خندانش
- سعدی (غزلیات)/ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد
- سعدی (غزلیات)/ساقی بده آن شراب گلرنگ
- سعدی (غزلیات)/ساقی بده آن کوزه یاقوت روان را
- سعدی (غزلیات)/ساقی سیمتن چه خسبی خیز
- سعدی (غزلیات)/ساقیا می ده که مرغ صبح بام
- سعدی (غزلیات)/سخت به ذوق میدهد باد ز بوستان نشان
- سعدی (غزلیات)/سخت زیبا میروی یک بارگی
- سعدی (غزلیات)/سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم