سعدی (غزلیات)/دیدار تو حل مشکلاتست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (دیدار تو حل مشکلاتست) از سعدی |
' |
| دیدار تو حل مشکلاتست | صبر از تو خلاف ممکناتست | |
| دیباچه صورت بدیعت | عنوان کمال حسن ذاتست | |
| لبهای تو خضر اگر بدیدی | گفتی لب چشمه حیاتست | |
| بر کوزه آب نه دهانت | بردار که کوزه نباتست | |
| ترسم تو به سحر غمزه یک روز | دعوی بکنی که معجزاتست | |
| زهر از قبل تو نوشدارو | فحش از دهن تو طیباتست | |
| چون روی تو صورتی ندیدم | در شهر که مبطل صلاتست | |
| عهد تو و توبه من از عشق | میبینم و هر دو بیثباتست | |
| آخر نگهی به سوی ما کن | کاین دولت حسن را زکاتست | |
| چون تشنه بسوخت در بیابان | چه فایده گر جهان فراتست | |
| سعدی غم نیستی ندارد | جان دادن عاشقان نجاتست |