صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۲۰۱ تا #۳۰٬۲۵۰.
- سعدی (غزلیات)/با دوست باش گر همه آفاق دشمنند
- سعدی (غزلیات)/با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست
- سعدی (غزلیات)/با همه مهر و با منش کینست
- سعدی (غزلیات)/با کاروان مصری چندین شکر نباشد
- سعدی (غزلیات)/باد آمد و بوی عنبر آورد
- سعدی (غزلیات)/بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم
- سعدی (غزلیات)/باز از شراب دوشین در سر خمار دارم
- سعدی (غزلیات)/بازت ندانم از سر پیمان ما که برد
- سعدی (غزلیات)/بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
- سعدی (غزلیات)/بخت آیینه ندارم که در او مینگری
- سعدی (غزلیات)/بخت این کند که رای تو با ما یکی شود
- سعدی (غزلیات)/بخت بازآید از آن در که یکی چون درآید
- سعدی (غزلیات)/بخت جوان دارد آن که با تو قرینست
- سعدی (غزلیات)/بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند
- سعدی (غزلیات)/بر آنم گر تو بازآیی که در پایت کنم جانی
- سعدی (غزلیات)/بر من که صبوحی زدهام خرقه حرامست
- سعدی (غزلیات)/برآمد باد صبح و بوی نوروز
- سعدی (غزلیات)/برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
- سعدی (غزلیات)/برخیز که میرود زمستان
- سعدی (غزلیات)/بزرگ دولت آن کز درش تو آیی باز
- سعدی (غزلیات)/بس که در منظر تو حیرانم
- سعدی (غزلیات)/بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
- سعدی (غزلیات)/بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
- سعدی (غزلیات)/بلبلی بیدل نوایی میزند
- سعدی (غزلیات)/بنده وار آمدم به زنهارت
- سعدی (غزلیات)/بندهام گر به لطف میخوانی
- سعدی (غزلیات)/به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند
- سعدی (غزلیات)/به تو مشغول و با تو همراهم
- سعدی (غزلیات)/به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
- سعدی (غزلیات)/به حسن دلبر من هیچ در نمیباید
- سعدی (غزلیات)/به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
- سعدی (غزلیات)/به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
- سعدی (غزلیات)/به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم
- سعدی (غزلیات)/به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور
- سعدی (غزلیات)/به قلم راست نیاید صفت مشتاقی
- سعدی (غزلیات)/به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
- سعدی (غزلیات)/به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید
- سعدی (غزلیات)/بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی
- سعدی (غزلیات)/بهست آن یا زنخ یا سیب سیمین
- سعدی (غزلیات)/بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس
- سعدی (غزلیات)/بوی گل و بانگ مرغ برخاست
- سعدی (غزلیات)/بکن چندان که خواهی جور بر من
- سعدی (غزلیات)/بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
- سعدی (غزلیات)/بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
- سعدی (غزلیات)/بگذشت و باز آتش در خرمن سکون زد
- سعدی (غزلیات)/بی تو حرامست به خلوت نشست
- سعدی (غزلیات)/بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
- سعدی (غزلیات)/بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
- سعدی (غزلیات)/بیا که نوبت صلحست و دوستی و عنایت
- سعدی (غزلیات)/بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول