سعدی (غزلیات)/به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات) (به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد) از سعدی |
' |
| به حدیث درنیایی که لبت شکر نریزد | نچمی که شاخ طوبی به ستیزه برنریزد | |
| هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازد | ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد | |
| دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالد | مژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد | |
| که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جان | تو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد | |
| دررست لفظ سعدی ز فراز بحر معنی | چه کند به دامنی در که به دوست برنریزد |